تبلیغات
پاتوق بروبچس دوره 26
یکشنبه 31 شهریور 1392

تابستون کوتاهه

   نوشته شده توسط: آرمان واسعی    

قبلا این پست رو اول تیر داده بودم و گفتم که خوندن این شعر زدبازی توی اول تیر و 31 شهریور یه حس خاصی به آدم میده. خب دیگه باید بارمون رو جمع کنیم و وارد یه سال طولانی پرمشقت{که تابستون سال بعدش زهرماره و سال تحصیلی پشت بندش بدتر} بشیم .پس دوباره این شعرو{ورس مهراد هیدن} می خونم. ورس ویلسون رو نمی ذارم چون آخرش میگه"باید 9 ماه  وایسم عین زن حامله" و این برای ما صدق نمی کنه.ما 21 ماه باید وایسیمدو تا شکم زاییدیم و یکی دیگش هم شش ماه بعد انشالله تحویل میدیم

***

دوباره کنار آب زیر ستاره هاییم ... خوشحال از اینکه تو بهترین سه ماهه سالیم

تنها مشکل اینه که تحت فشار خوابیم ... همه چی عالیه ولی اگه بذاره پاییز

چرا میره جلو عقربه هی ... متنفرم از ته دل من از اول مهر

می خوام مست شم بکنم خدارو نگا ... انقد بکشم تا بدم ششارو به **

 

 


دوشنبه 18 شهریور 1392

مورگوت نامه

   نوشته شده توسط: آرمان واسعی    

پس از سال ها انتظار , گروه دارکنس اولین آلبوم رسمی خود را ریلیز کرد. آهنگسازی و مسترینگ آلبوم به عهده ی من و گوتموگ بودکاور آلبوم رو نیز من طراحی کردم.{اسمم توی آردا baradil soldier of dale هست}از اونجایی که توضیحات لازم در خود فروم آردا اومده من فقط محتوای هر آهنگ رو بررسی می کنم:

دیس والار: دیس تراک جنجالی که باعث مشاجره های بسیاری شد. شش ساعت بعد از ریلیز مورگوت اعلام کرد که در این آهنگ ماندوس مخاطبش نبوده.

واسه هر آردایی: فیت با ماندوس که خطاب به تمام آردایی های گل و عزیز هست.

مانوه بد منو نگاه می کنه: آهنگی به سبک راک

بلریاند ماله منه: به عقیده ی بعضی ها این هم دیس است به تمام  الدار و سیندار و اداین سرزمین میانه

تلفات جنگ: دیس تراکی شاخ به تورین تورامبار

چرا بدی: جنجالی ترین آهنگ آلبوم که فیت با ماندوس هست و در آن فئانور و هفت آقازاده دیس شده اند.

آنگباند: تراکی احساسی که نشان دهنده ی عمق علاقه ی گروه به آنگباند هست

گندالف صورتی: دیس تراکی برای گندالف که در ریمیکس آن گروه با بلای جان دورین فیت داده

از تانگورودریم تا باراد-دور: آهنگی در جواب به شایعه هایی که می گفتند سائورون از گروه جدا شده

اینم کاور آلبوم که توسط خودم طراحی شد:

 


شنبه 16 شهریور 1392

نمی ذارم بش دست بزنید ... تازه به کسی هم نمی دم

   نوشته شده توسط: آرمان واسعی    

اینه کتاب آموزنده برای بچه ها .... بچه های گل پشت مانیتور یادشون باشه نه بذارید بش دست بزنن و به کسی هم ندید

کتاب آموزنده


دوشنبه 11 شهریور 1392

پارتی مختلط تینگول

   نوشته شده توسط: آرمان واسعی    

بر آژانسی بر نشستیم و عزم گیشا کردیم.

دیور با شنیدن حقیقت خون همی گریست.اینجانب دست دلسوزی بر کتف ایشان نهشتم و بگفتم:"دیرزمانی است که سائورون جافی با نام پدر عواطفت را به لعب گرفته است. نشاید در صدد انتقام بر نیایی!"

دیور هق هق خویش را فروبخورد و بفرمود:"حال که پدرم برن تک دست است بایسته است او را بیابیم! فسوس که من خبر از او ندارمی!"

من بگفتم:"امشب به پارتی مختلط تینگول خواهیم شد.آنان همی دانند که او کجاست و ایضا دافی به رگ خواهیم زد"

گفت:"مرا نمی هلند!"

بپرسیدم:"کیست که تو را نمی هلد؟"

ندا داد:"آن کس اوست که نمی گذارد تو اندرون آیی!"

غاضبانه سر دادم:"بنال کیست دیگر یابو!"

بگفت:"هوان!تازی والینور!گر مارا بیند دودمانمان را به فاک خواهد داد!"

خوفی عظیم و نحس بر من چیره شد! دیرزمانی اندیشیدم تا اینکه حیلتی به ذهن رسیدم! مشعوف شدم و بگفتم:"خدعه ای دارم دیور.امشو در جامه ی دراگلویین گرگینه و ثورینگوتیل خون آشام به پارتی خواهیم رفت بی آنکه ما را شناسد!"

آزانس به گیشا برسید و در کمال شگفتی هشت تومان طلب کرد. فریاد سر دادم:"ای دون پایه! دی که به این جا شدم هفت تومن بود حال گویی هشت تومن؟؟؟"

راننده پا بر ترمز بکوفتندی و نالید:"دی هفت تومن بود به ت*مم! اما کنون هشت تومن است. بخشنامه است و فاکتور به همراه همی دارم! آن هشت تومن را ده گرنه می سپارمت به که و مه!!!"

دست دراز کردم و گفتم:"آن فاکتور را ده لانتوری!" در کمال شگفتی و اعجاب بر آن مبلغ هفت تومن نوشته شده بود!

راننده خجالت بکشیدندی و عاجزانه بگفتندی:"اشباه همی شده! فاکتور را وارون بگرفته بودم و پنداشتم هشت تومن است!"

در چواب بدو گفتم:"ارواح پدر نداشته ات!"


یکشنبه 10 شهریور 1392

همه چی برمیگرده به بچگی آدم

   نوشته شده توسط: آرمان واسعی    

بعله!مدیر محترم این سگدونی{!} که در بعضی از محافل فرهنگی او را با نام baradil koskholi from dale می شناسند , برگشت!

سفرنامه ی ناصرک*خل

امروز به واحد شهید همت شدم.از برون به مانند ملک خسروانی بود ولی از اندرون به سان صحرای کربلا!هیچ نباتی را در آن جا نیافتم که سایه ی نحس خویش را مامن گاه من کند! آری ین گاری چی بی وقفه پرتوی خویش را بر سر اینجانب می انداخت! اما درخشش آن بر کله کل ناظم محترم , درخششی خیره کننده داشت.

پیشتر رفتم. به پلکانی عظیم برخوردم که پوزخند نمکینی بر کل هیکل درپیت واحد چهاراه لشگر می زد. بی اعتنا راندم تا با مردی از ابدال مواجه شدم.مردی که راه راست را به جماعتی از گوسپندان نمایانده بود. عرض ادبی کردم و خلاف عادت خویش , چهارزانو بر روی صندلی منشستم. آن بزرگوار مطالبی نغز و نیکو برای من بیان نمود. نمی دانم چه شد که فرمود "کمر همت".بی اختیار لبخندی بر لبانم نشست. دیرزمانی در دفتر کار او بودم. پاسی قبل از ظهر اتاق را به قصد منزل ترک کردم. در میانه ی پلکان سائورون را دیدم که دستش را تا آرنج در لباس لوتین کرده بود!

لوتین خبر فارغ شدنش را به من گفت. بی اختیار اشک شوق از چشمانم روان شد. پرسیدم:"به سلامتی!حال پدر فرزند کیست؟"

غضبی عظیم بر سائورون مستولی کشید. بر روی بنده چمبره بزد و طنین کشیده ای آب نکشیده در تالار و پلکان طنین انداز شد. با صدایی هولناک گفت:"مردک بی ناموس!خودت خارمادر نداری؟؟؟یه تک زنگ بزنم نزگول بیان بکنن توت؟"

آنچنان اردنگی بر ماتحت ایجانب وارد کردند که درد آن را تا سر سردار جنگل حس می کردم.

در میانه ی راه دیور را دیدم که با دیدن وضع پریشان و خرقه ی پاره ام مرا به باد تمسخر گرفت! با نیشی آویخته فرمود:"امشب با ددی سائورون عازم شهربازی خواهیم شد!"

قفایی نصیب آن حر*مزاده نمودم و عرض کردم:

همه چی برمیگرده به بچگی آدم/توهم می زنی می گی این عکس کیه با من

باید راز بزرگی را نزدت فاش کنم!دانی پدرت کیست؟

...

ادامه دارد

 

 

 


شنبه 2 شهریور 1392

آهنگ های راک و متال استاد مهراد هیدن

   نوشته شده توسط: آرمان واسعی    

استعداد از سر روی استاد مهراد هیدن می باره.این آهنگاشو علی الحساب داشته باشید تا من لینک بقیشون پیدا کنم(یا شده خودم آپ کنم).واقعا مهراد هیدن تکه.در ضمن زدبازی هم یدونست از خزر تا خلیج فارس!!!!!!

سبک آهنگا راک هست و بعضا متال(الان متال هارو آپ نکردم.این چارتا راک هستن)

 

Every Time

درد

به امید تو

 شباش


جمعه 1 شهریور 1392

از دوران طلایی تا دوران قهوه ای!

   نوشته شده توسط: آرمان واسعی    

آن طور که از شواهد و قراین بر می آید هر یک از کاتبان این وبلاگ تا خرخره درون دنگ و فنگ های خود فرو رفته.

هرکه آید درون این وبلاگ خواهد پرسید کاین جماعت گشادک*ن کیستند که وبلاگ را به امان خدا سپرده اند. حقیقت این است که دنگ و فنگ های ما این رخصت را به این جوانب نداده است که بیاییم کتابت کنیم در این وبگاه. راستش فرو کردن درون حلق این جوانب. کار ریخته رو سرمان.جنابان فایندر و فاکر  که در مواقع ضروری به یاری ما خواهند شتافت.عباس و تراب و فتحی(مقبول در مرحله ی دوم المپیاد نجوم(هشت تومن نیز به کمیته کمک کرد)) مشغول مطالعه ی خروار دروس المپیاد هستند.آقا امیررضا نیز که مثل توپ تنیس از تبریز به تهران می پرند(و بالعکس).از علی رضا نیز خبر ندارم.آقا رضای خوروش نیز که به زودی با یه سورپرایز بزرگ برخواهند گشت. اتابک نیز با گیتار برقی خویش در حال معاشقه می باشند.

کلا ما حس و حال دوران طلایی سال 91 رو نداریم متاسفانه.

پ.ن:اینجانب یعنی مدیر محترم وبلاگ نیز به علت پاره ای از کار ها به مانند مقاله و فن فیکشن(که بعضی از دوستان لطف می کنن و می گن فن فاکشن) بدجوری سرشان به کار خودشان هست.

پ.پ.ن: برایم باورش سخت است که علی فتحی جزئی از وبلاگ نیست.

پ.پ.پ.ن: و نیز باور این که سپهر زمانی جزء وبلاگ است نیز برایم سخت است.


سه شنبه 29 مرداد 1392

آهنگ جدید زدبازی

   نوشته شده توسط: آرمان واسعی    

دیم دیم دادام دادام دوووووووووووومممممممممم! آهنگ جدید زدبازی به اسم ابی(obi)اومد. عالیه آهنگش.بیتش عالیه.ورس هیدن و کروس آهنگ رو می ذارم.

تکست آهنگ

مهراد هیدن :)

دو ره می فا سو لا سی / ساختم چه بیت باکلاسی
خواستم ایندفه بخونم این شعرو واس این(واسه این) / چاقالی که قرار نی برسه یه کوتا سی
اومده بالا شب با لگو بازی / صاف و صوف مامان نذاشت برسه به گولا سی
ولی ذره قراره بخوره یک دو تا چین / چونکه دنبالتن یک سری زاخار روی ؟؟؟؟
نفهمیدیم ساب دوکونی (دکانی) یا ساندویچ فروشی (داداش) / لاتی یا که تو خونه دست لاته زیر دوشی
رابطت هم میگن واسه مایه تیله توشی / میگن اضافه کاریو مثه خال زیر جوشی
زاخار بد ریدی و الان خوابیده تو گوشی / موشی مثه تورا میزنیم ما نادیده تو گوشی
انقدر داغ شدم کردی شرک تو ک*نی / زد میخوره بت تا بشی ضد عفونی
میرم بیرون زاخارا میریزن ۵تایی روم / یه مشته میخورم یعنی ۵تایی ک*ن بده
دستا بر خوردی انگار کمی / کل ایران قفل کنن روت زاخار انگار جمی
اگه تبدیل شده دوستی به خاطره / تقصیر توئه خوب نیست به خاطره…
سالی ۶ماهشو بازه پا دراز ٬ وله / اگه میخواد جوون بیاد تا از جون به ؟؟؟ بده
میدونم چرا برات استرس نمیاد / قلبت تند میزنه چون زدی اسپری و زیاد
چون واسه تو جدی واسه من زنگ تفریح بوده / اینو یادت باشه دفه بعدی وقتی رفتی خونه زاخار

 

کروس‌ (هیدن + سهراب)
اره ابی… ما رو دیدی بنداز سرو پایین … چون ما ۱۰ ساله سرپاییم
ابی… انگاری یادت رفت ما اینجا بودیم نکرده بود شاشت کف

اره ابی مارو دیدی بنداز سرو پایین چون ما ۱۰ ساله همینجاییم
ابی قرار نبود جایی برم ٬‌انقدر میمونم تا بدخواهام دایی بشن

 

لینک دانلود: http://uploadboy.com/c4kkryr41x5w.html

 کل تکست توی ادامه ی مطلب هست

 

 

 


تکست کامل آهنگ ابی

دوشنبه 3 تیر 1392

نمیدونم! :D

   نوشته شده توسط: احمدرضا عباسلو    

نمیدونم چی باید بنویسم! یعنی نمیدونم چی میپسندید که بنویسم! زندگی جالبی داشتم این چند مدته! درس، شاعری، سفر، سر و کله زدن با انواع حشرات و عنکبوتا(!)، عکاسی، صحبت با دوستان و کلی کار دیگه که شیرینی و تلخی فراوونی داشته! خواستم از سفرم بنویسم، گفتم شاید حوصله خوندنشو نداشته باشید! خواستم از حشرات و جک و جونورا بنویسم، گفتم اینجا فقط دو نفر تجربی هستن! بعد از کلی سر و کله زدن با خودم، گفتم بذار شعری رو که آخرین روز سفرم نوشتم بذارم، شما دوستان هم نظر بدید! خواهشا نظر و نقد یادتون نره! سپاس!
 مأمن:
ز هرجا گریزانم، ببستند در آنجا دام ها...
به هرجا ببستم دل، کردندش خانه شغال ها...
چو خواهم کنم پرواز، بیاراستند سپهر را با تیر ها
به فکرم فتاد گل بودن
بیافشاندند زمین را با خار و دام
به هر مأمن بردم پناهم
پراندند مرا همچو آفت
ندارم منزلی در این گیتی
کای ملک! پناهم ده در آن گیتی....


یکشنبه 2 تیر 1392

به نام خدا

   نوشته شده توسط: رضا خوروش    

میخواستم زودتر بنویسم ولی نشد!

سال تحصیلی بعدی یک سد بین ماست و متاسفانه ما(تا اونجاییکه میدونم حداقل خودم!)از دیدار با دوستان المپیادی محروم میشیم.خیلی ناراحت کنندس برای من که بهترین دوستامو برای یه روز نبینم چه برسه به یک سال!ولی این سال هم برای ما کنکوری ها و هم برای بچه های المپیادی مهم ترین ساله دوره دبیرستانه.من آرزو میکنم که هممون به اونچه میخوایم برسیم میدونید که المپیاد یا کنکور هر دو وسیلن نه هدف!

محمد-احمد رضا -سپهر-اتابک بدونید موفق هستید!

پ.ن:برای محمد الهی هم دعا کنید!

 


شنبه 1 تیر 1392

بعضیاشون فرق دارن

   نوشته شده توسط: آرمان واسعی    

این مطالب کپی پیست نیست و به نظرم بد نیست همه یه نیم نگاهی بش بندازن 
خیلی از ایرانی ها به رپ به عنوان یک مشت تکست چرت و پرت نگاه می کنن و حق دارند چون درصد زیادی از رپر های ایرانی چیزی جز دریوری نمی خونن و این عده اصلا کم نیستن مثل باقالی هایی مانند ساسی مانکن و تتلو و تهی و ... . و این باقالی ها داره تعدادشون زیادتر و زیادتر میشه.
خیلی از ایرانی ها به رپ به چشم هتاکی و فحش و بی احترامی نگاه می کنن و حق دارند چون عده زیادی از رپرهای ایرانی که سردستشون شاهین نجفیه هیچ حد و مرزی نمیشناسن و  هرچی از دهنشون درمیاد به این و اون میگن همش از *** صحبت میکنن و تا توهین به مقدسات مردم پیش میرن.
ولی یه عده خیلی کمشون این طور نیستن و همین یه عده کم تقریبا محبوب ترین رپر های فارسی هستن که در ادامه معرفی میکنم.
دلیل این مشکلات هم اینه پایه های موسیقی رپ توی ایران متفاوت شکل گرفت.اکثر این رپر های باقالی بعد از سال 85 اومدن.درحالی که اون عده خیلی کم از سال 79 شروع به کار کردن.
اون عده کم خواستن رپ فارسی رو مثل رپ آمریکایی به وجود بیارن یعنی با زمینه سیاسی - اجتماعی. الگو و قهرمانشون هم توپاک رپر آمریکایی بود که جونش رو تو همین CیاC خوندنش از دست داد(البته عوامل دیگری هم نقش داشتن)
حالا می پرسید چرا رپ باید مثل حرف زدن عادی باشه؟چرا مثل آدم نمیخونن؟ جوابش رو خودمم نمی دونم.
حالا اون عده خیلی کم کیان؟
این عده که از سال 79 با هم دوست بودن از همون موقع(غیر از یکی) به دو گروه صامت و زدبازی تقسیم شدن ولی با هم همکاری داشتن و اصلا دشمن نبودن.
این رپر های درست حسابی میشه گفت اینا هستن:
گروه زدبازی: سامان ویلسون - مهراد هیدن - سهراب ام جی
گروه صامت یا همون 021 : سروش هیچکس - رضا پیشرو - عرفان - تا حدی بهرام
و اون کسی که تو هیچ گروه نبود و به نظر خیلیا(از جمله خودم) شاخ ترین رپر ایرانیه: یاس
این هشت نفر حسابشون کاملا از اون باقالی ها جداست ولی متاسفانه وقتی به یه دلایلی کار صامت و زدبازی به دشمنی کشید
شروع کردن به هتاکی به همدیگه ولی مثل اون باقالی ها نزدن تو خط توهین به بقیه چیزا.
حالا من تا حدی زدبازی رو فقط معرفی می کنم چون خیلی به پیشرو و هیچکس و مابقی گوش ندادم و به نظرم بهتره اگه رضا خواست این کارو اون بکنه. این گروه فقط رپ نیست.در واقع بیشتر کاراش هیپ هاپه و به علت داشتن مهراد هیدن آهنگ های راک هم می خونن. این دو آهنگی که گذاشتم سبکشون رپ نیست و برا این گذاشتم که یکمی دیدتون به این هشت نفر عوض شه یکیشون توش یکمی سنتی داره و اون یکی هم در حمایت فلسطینه. اگه لینکا خراب بود بم بگید.به همه پیشنهاد می کنم حداقل این دو آهنگ زدبازی رو گوش کنید.
کوچه: http://uplod.ir/mt5f556bpbc8/Zedbazi_-_Kooche__www.armyzedbazi.blogfa.com_.mp3.html
 شهر تاریک:

 http://uplod.ir/j2mrnqzudxou/Zedbazi-ShahreTarik__www.armyzedbazi.blogfa.com_.mp3.html 


شنبه 1 تیر 1392

تابستون کوتاهه

   نوشته شده توسط: آرمان واسعی    

اول تیر شد و ما فقط سه ماه وقت داریم
این شعر که بهترین توی سبک خودش در دهه هشتاد شناخته شده خوندنش توی دو روز خاص یه حس خاصی به آدم میده.یکی توی اول تیر و یکی هم توی 31 شهریور.
در ضمن فراموش نشه فردا از ساعت 14 تا 16 کارنامه هارو میدن.
این فقط یه تیکه از ورس اول شعر هست و به نظر من قشنگ ترین قسمت شعر هستش:

دوباره کنار آب زیر ستاره هاییم خوشحال از اینکه تو بهترین سه ماهه سالیم
تنها مشکل اینه که تحته فشار خوابیم همه چی عالیه ولی اگه بذاره پاییز
چرا میره جلو عقربه هی؟ متنفرم از ته دل من از اول مهر
می خوام مست شم بکنم خدارو نگا انقد بکشم تا بدم ششارو به **


جمعه 31 خرداد 1392

دیس های زد بازی و پیشرو به همدیگه

   نوشته شده توسط: رضا خوروش    

به ادامه مطلب مرجعه کنید


ادامه مطلب

جمعه 31 خرداد 1392

سالگرد!

   نوشته شده توسط: آرمان واسعی    

امروز 31 خرداد سالگرد هک شدن وبلاگمونه
برای اینکه پستم اسپم نباشه دو تا راک میذارم یکیشو توی ادامه مطلب گذاشتم


ادامه مطلب

جمعه 31 خرداد 1392

کمبود های گروه های رپ(1)

   نوشته شده توسط: رضا خوروش    

بی هیچ حرف اضافه به ادامه مطلب مراجعه کنید!


ادامه مطلب

تعداد کل صفحات: 2 1 2