تبلیغات
پاتوق بروبچس دوره 26 - همه چی برمیگرده به بچگی آدم
یکشنبه 10 شهریور 1392

همه چی برمیگرده به بچگی آدم

   نوشته شده توسط: آرمان واسعی    

بعله!مدیر محترم این سگدونی{!} که در بعضی از محافل فرهنگی او را با نام baradil koskholi from dale می شناسند , برگشت!

سفرنامه ی ناصرک*خل

امروز به واحد شهید همت شدم.از برون به مانند ملک خسروانی بود ولی از اندرون به سان صحرای کربلا!هیچ نباتی را در آن جا نیافتم که سایه ی نحس خویش را مامن گاه من کند! آری ین گاری چی بی وقفه پرتوی خویش را بر سر اینجانب می انداخت! اما درخشش آن بر کله کل ناظم محترم , درخششی خیره کننده داشت.

پیشتر رفتم. به پلکانی عظیم برخوردم که پوزخند نمکینی بر کل هیکل درپیت واحد چهاراه لشگر می زد. بی اعتنا راندم تا با مردی از ابدال مواجه شدم.مردی که راه راست را به جماعتی از گوسپندان نمایانده بود. عرض ادبی کردم و خلاف عادت خویش , چهارزانو بر روی صندلی منشستم. آن بزرگوار مطالبی نغز و نیکو برای من بیان نمود. نمی دانم چه شد که فرمود "کمر همت".بی اختیار لبخندی بر لبانم نشست. دیرزمانی در دفتر کار او بودم. پاسی قبل از ظهر اتاق را به قصد منزل ترک کردم. در میانه ی پلکان سائورون را دیدم که دستش را تا آرنج در لباس لوتین کرده بود!

لوتین خبر فارغ شدنش را به من گفت. بی اختیار اشک شوق از چشمانم روان شد. پرسیدم:"به سلامتی!حال پدر فرزند کیست؟"

غضبی عظیم بر سائورون مستولی کشید. بر روی بنده چمبره بزد و طنین کشیده ای آب نکشیده در تالار و پلکان طنین انداز شد. با صدایی هولناک گفت:"مردک بی ناموس!خودت خارمادر نداری؟؟؟یه تک زنگ بزنم نزگول بیان بکنن توت؟"

آنچنان اردنگی بر ماتحت ایجانب وارد کردند که درد آن را تا سر سردار جنگل حس می کردم.

در میانه ی راه دیور را دیدم که با دیدن وضع پریشان و خرقه ی پاره ام مرا به باد تمسخر گرفت! با نیشی آویخته فرمود:"امشب با ددی سائورون عازم شهربازی خواهیم شد!"

قفایی نصیب آن حر*مزاده نمودم و عرض کردم:

همه چی برمیگرده به بچگی آدم/توهم می زنی می گی این عکس کیه با من

باید راز بزرگی را نزدت فاش کنم!دانی پدرت کیست؟

...

ادامه دارد

 

 

 


foot issues
شنبه 18 شهریور 1396 05:05 ب.ظ
Wonderful goods from you, man. I've understand your stuff previous to and
you are simply extremely magnificent. I actually like what you have bought here,
really like what you're saying and the way in which you assert it.

You're making it enjoyable and you continue to take care
of to keep it smart. I can't wait to learn far more from you.
That is actually a terrific site.
Can you get an operation to make you taller?
شنبه 14 مرداد 1396 08:23 ب.ظ
Hi, i feel that i saw you visited my site thus i got here to go
back the want?.I'm trying to in finding issues to enhance my web site!I assume its
good enough to make use of some of your concepts!!
danielle1dyer22.unblog.fr
جمعه 13 مرداد 1396 02:45 ب.ظ
Great article.
ﻋﺒﺎﺱ
سه شنبه 16 مهر 1392 08:20 ب.ظ
ﻫﺎﻥ؟! ﭼﯽ ﻣﯿﮕﯽ؟!!!
سویل
سه شنبه 26 شهریور 1392 12:58 ب.ظ
ببین این چه حرفایی است که در اینجا می رنی غیر قانونیه ولی برای من مهم نیست
و باحال بود
پاسخ آرمان واسعی : نه والا! اتفاقا این جور چیزا توی مدرسه ی ما عین نقل و نبات از دهن بچه ها بیرون میاد!
باحالی از خودتونه :پی
فرید تو تالار...و سویل
یکشنبه 24 شهریور 1392 08:25 ب.ظ
خیلی خنده دار بود
ببین اینو من نگفتما!
پاسخ آرمان واسعی : دو تایی نشستید پای لپ تاپ؟؟؟؟ :O حالا کدومتون اولی رو گفت کدومتون دومی رو؟؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر